دیکشنری
داستان آبیدیک
bench warrant
bent͡ʃ wɔɹənt
فارسی
1
عمومی
::
حكم دادگاه یا قاضی علیه شخص گناهكار
شبکه مترجمین ایران
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
BELVEDERE
BELVIDERE
BEMIRCH
BEMIRE
BEMOAN
BEMOCK
BEMUSE
BEMUSED
BEN
BENCH
BENCH DIP WITH EXERCISE BALL
BENCH MARK
BENCH PRESS
BENCH SCALE TESTING
BENCH VISES
BENCH WARRANT
BENCHER
BENCHMARK
BENCHMARK PROBLEBM
BENCHMARK DATASET
BENCHMARK FUNCTIONS
BENCHMARK PORTFOLIO
BENCHMARK PROGRAM
BENCHMARK PROVIDER
BENCHMARKING
BENCHMARKING ACTIVITIES
BENCHMARKING ANALYSIS
BENCHTOP
BEND
BEND BACK
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید